فهرست ۱۱۰ قاعده فقهی کاربردی کیفری _مدنی

  1. Home
  2. مقالات
  3. فهرست ۱۱۰ قاعده فقهی کاربردی کیفری _مدنی
فهرست ۱۱۰ قاعده فقهی کاربردی کیفری _مدنی

 

الف : قواعد مدنی

۱-قاعده ائتمان

متن : « الامين لا يضمن » يا « ليس علي الامين الااليمين »

يعني: امين ضامن نيست . يا بر امين چيزي جز سوگند لازم نيست .

( القواعد الفقهيه ، ج ۲، ص ۴ تا ۱۶- ماده ۶۱۴ و۶۱۳ قانون مدني )

۲-قاعده اتلاف

متن: « من اتلف مال الغير فهوله ضامن »

يعني : هر کس مال ديگري را تلف کند ضامن آن خواهد بود.

( القواعد الفقهيه ،ج۲، صص ۱۷ تا ۳۹- ماده ۲۳۸قانون مدني)

۳-قاعده احترام مال مسلمان

متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد يث نبوي )

يعني : مال مومن همانند خون وي محترم است .(اصل ۴۶و۴۷ قانون اساسي )

۴- قاعده احسان

متن: « ما علي المحسنين من سبيل » .( سوره توبه/۹۱)

يعني بر نيکوکاران ايرادي نيست .

(دکتر ابوالحسن محمدي ، قواعد فقه ، ص۴۱ – ماده ۳۰۶ قانون مدني – ماده ۵۵ مجازات اسلامي )

۵-قاعده ارشاد

متن : « اعلام الجاهل علي العالم واجب .»

یعنی : راهنمایی نادان بر دانا واجب است.

۶- قاعده اقدام

متن : « الاقدام مسقط الضمان »

يعني : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .

( دکتر محمدي، قواعد فقه ، ص۲۳۵- ۱۲۱۵قانون مدني )

۷- قاعده اقرار عقلا

متن : « اقرار العقلا علي انفسهم جائز »

يعني : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .

(تحريرالجمله ، ج۱،ص۹۹ ، ش ۶۴ – ماده ۱۲۷۵ قانون مدني – ماده ۲۰۲ آيين دادرسي مدني مصوب ۱۳۷۹ )

۸- قاعده

متن : « الاقرب يمنع الا بعد »

یعنی : آن کس که نسباً به میت نزدیک تر است، ارث بردن دورتر از خود را مانع می شود.

( ترمینولوژی حقوق، ص۴۲۷، ش ۳۴۰۳- ماده ۸۶۳ قانون مدنی)

۹- قاعده الزام

متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»

يعني : به هر آنچه که غير خودتان ( پيروان مذاهب اسلامي) ملتزم هستند ، شما نيز آنان را ملزم کنيد .

(آيه الله خویي ، توضيح المسائل، بحث قاعده الزام)

۱۰- قاعده « البينه علي المدعي و اليمين علي من انکر »

يعني : آوردن شاهد بر عهده مدعي و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .

( القواعد و الفوائد ، ج۱، قاعده ۱۵۴ ، ص ۴۱۷- ماده ۱۲۵۷ و ۱۳۲۵ قانون مدني – ماده ۱۹۷ و ۲۷۲ قانون آيين دادرسي مدني )

۱۱- قاعده « تصد يق الامين فيما ائتمن عليه »

يعني : صاحب مال بايد قول اميني را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ يرد .

۱۲- قاعده تعیین

اگر امر داير بين تعيين و تخيير در انجام وظيفه اي شد، اصل بر تعیین است و نیز اگر امر دایر بین حقیقت و مجاز شد، اصل بر حقیقت است.

۱۳- قاعده التلف فی زمن الخيار من مال من لا خيار له .

يعني : تلف شدن مال در زمان خيار ، از کيسه آن که حق خيار ندارد محسوب مي شود .

( القواعد الفقهيه ، ج۲ صص ۶۲ تا ۸۴ – ماده ۳۸۷ قانون مدني )

۱۴- قاعده تلف قبل از قبض

متن : « کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه»

یعنی : هر مبیعی که قبل از قبض مشتری تلف شود از کیسه فروشنده محسوب خواهد شد.

(القواعد الفقهیه، چ ۲ ، ص ۴۲ تا ۸۴ – ماده ۳۸۷ قانون مدنی)

۱۵- قاعده حل

متن : کل شي کان مشتبها بين الحلال و الحرام بحمل علي الحلال .»

يعني : اگر چيزي مشکوک بين حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب مي کنيم .

۱۶- قاعده الدين مقدم علي الارث .

يعني اداي دين ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده ۸۶۸ قانون مدني ) .

( القواعد الفقهيه ، ج ۱ ، ص ۲۴۰ – ماده ۷۴۰ قانون مدني )

۱۷-قاعده الزعيم غارم .( حديث نبوي)

يعني : کفيل بايد از عهده مورد کفالت بر آيد .

( القواعد الفقهيه ، ج ۱ ص ۲۴۰ – ماده ۷۴۰ قانون مدني )

۱۸ قاعده تسليط

متن : « الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم .» ( حديث نبوي )

يعني : مردم بر جان و مال خويش ، سلطه و اختيار دارند .

( ترمينو لوژي حقوقي ، ص ۲۵۸ ، ش ۲۰۸۳ – اصل ۴۶ و ۴۷ قانون اساسي )

۱۹- قاعده سوق

يعني: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه مي شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

۲۰- قاعده اصل صحت

متن : « حمل فعل المسلم علي الصحه.»

يعني : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستي مي باشد .

( القواعد الفقهيه ، ج ۱، ص۲۳۹)

۲۱ – قاعده عدل و انصاف

يعني : اگر در تعلق مالي به يکي از دو نفر مردد باشيم بين آن دو بالمنصفاته تقسيم مي شود .

۲۲- قاعده عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .

یعنی: انکار پس از اقرار، مسموع نیست.

( ماده ۱۲۷۷ قانون مدني )

۲۳- قاعده تبعيت عقد از قصد

متن : « العقود تابعه للقصود .»

يعني : عقدها تابع قصدهاي متعاقدين است .

( القواعد الفقهيه ، ج ۴ ، ص ۲۱۲ – ماده ۱۹۱ و ۱۹۴ قانون مدني )

۲۴- قاعده علي اليد

متن : « علي اليد ما اخذت حتي توديه .»

يعني : بر صاحب يد است تا آنچه را که گرفته به ذي حقش تحويل دهد .

( القواعد الفقهيه ، ج ۴، ص۲۱ – ماده ۳۰۸ قانون مدني )

۲۵ – قاعده غرور

متن: « المغرور يرجع علي من غره .»

يعني : فريب خورده به کسي که فريبش داده مراجعه مي کند ( تا خسارت بگيرد)

( القواعد الفقهيه ، ج ۱، ص۲۲۵ )

۲۶- قاعده فراش

متن : «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حديث نبوي )

يعني : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزاني بايد سنگسار شود .

( القواعد الفقهيه ، ج ۴ ص۲۵ – التهذيب ، ج ۸ص ۱۶۸ – ماده ۱۱۵۸ قانون مدني )

۲۷ – قاعده قرعه

متن : « لکل امر مشکل قرعه .»

يعني : در هر امرغير قابل حل بايد به قرعه متوسل شود .

( ناصر مکارم شيرازي ، القواعد فقهيه ، ج ۲ ، ص ۱۵۵ )

۲۸ – قاعده کل رهن فانه غير مضمون .

يعني : در عقد رهن نبايد شرط ضمان قرارداد .

( ماده ۷۸۹ قانون مدني )

۲۹- قاعده لا يضمن

متن : « کل عقد لا يضمن بصحيحه لا يضمن بفاسده »

يعني: هر عقدي که صحيحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نيست .

۳۰- قاعده کل عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده .

يعني : هر عقدي که صحيحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .

( سبکي ، الا شباه و الانضائر ، ج۲، ص ۴۵ )

۳۱- قاعده کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجارته .

يعني : هر چيزي که داراي منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .

( ماده ۴۶۷و ۴۶۶ قانون مدني )

۳۲- قاعده لا ضرر

متن : « لا ضرر و لا ضرار في الا سلام »

يعني : حکم ضرري در اسلام وضع نشده است .

( القواعد الفقهيه ،ج ۶، صص۹، ۱۲، ۷۸- اصل ۴۰و بند ۵ اصل ۴۳ قانون اساسي )

۳۳- قاعده لا ضمان علي المستعير .

يعني : عاريه گيرنده ضامن نيست .

( القواعد الفقهيه ، ج ۷ ص ۵- ماده ۶۴۰ قانون مدني )

۳۴- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا .

يعني : چيزي که شرعاً ممنوع است گويا عقلا هم ممکن نيست .

( تحرير الجمله ، ص ۴۳ )

۳۵- قاعده لا مسا محه في التحد يدات .

يعني چيزهايي که شرعاً اندازه خاصي دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و …) قابل مسامحه از جهت کم وزياد شدن نيستند .

۳۶- قاعده لا ميراث للقاتل .

يعني : قاتل از ارث مورث ، محروم است .

( ماده ۸۸۰ قانون مدني )

۳۷- قاعده اصل لزوم

متن : « الاصل في العقود لزوم .»

يعني : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود )

( القواعد الفقهيه ، ج ۴ ، ص ۱۶۳ – ماده ۲۱۹ قانون مدني )

۳۸- قاعده من احيي ارضا فهي له .

يعني: هر کس که زميني را احيا کند از آن اوست .

( مواد ۱۴۰، ۱۴۱،۱۴۳ قانون مدني )

۳۹- من استخرج ماء فهي له .

يعني : هر کس آبي را استخراج کند از آن اوست .

( ماده ۱۵۰ قانون مدنی)

۴۰- قاعده من حاز ملک

يعني :هر کس که حيازت ملکي را نمايد مالک آن خواهد شد .

( ماده ۱۴۲و ۱۴۳ قانون مدني )

۴۱- قاعده من ملک .

متن : « من ملک شيئاً ملک الا قراربه .»

يعني : هر که مالک چيزي شد مي تواند به آن نيز اقرار نمايد .

( القواعد الفقهيه ، ج ۱ ص ۷۸ )

۴۲- قاعده من له الغنم فعليه العزم .

يعني : آن که منافع را مي برد ، زيان را هم بايد تحمل کند .

( التحرير الجمله ، ص ۵۶ )

۴۳- قاعده نفي سبيل

متن :« و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا»( نساء /۱۴۱)

يعني: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطي نداده است

(القواعد الفقهيه ، ج ۱ ، ص ۱۵۷ – اصول ۸۱، ۸۲، ۱۵۳، بند ۵ اصل ۳ وبند ۸ اصل ۴۳ قانون اساسي )

۴۴- قاعده نفي عسر و حرج

متن : « و ما جعل عليکم في الدين من حرج »( حج / ۷۸)

ترجمه : و خداوند در دين کار سنگين و سختي بر شما قرار نداد .

يعني : هيچ حکمي نبايد موجب عسر و حرج مکلف شود.

( دانشنامه حقوقي ، ج ۳ ، ص ۱۴۴ به بعد – ماده ۱۱۳۰ قانون مدني )

۴۵- قاعده وجوب اعلام الجاهل فيما يعطي .

يعني : اگر کسي چيزي را که خطرناک است به ديگري که جاهل بر آن است بدهد ، بايد او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .

۴۶- و جوب التخليه بين المال و ملکه

يعني : بايع بايد موانع تملک و سلطه مشتري بر مبيع را بر طرف کند .

( ماده ۳۶۲ قانون مدني )

۴۷- قاعده وجوب دفع الضرر المحتمل

يعني : دفع ضرر احتمالي واجب است (و نيز دفع افسد به فاسد جايز است )

۴۸- قاعده الوقف حسب ما يو قفها اهلها .

يعني : وقف ها بر اساس آنچه واقفين معين کرده اند عمل مي شود .

( مستدرک الوسائل ، ج ۲ ، ص ۵۱۱- ماده ۶۱ قانون مدني )

۴۹- قاعده يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب .

يعني : هر آنچه که بر اثر خويشاوندي نسبي حرام است ، تر اثر خويشاوندي رضاعي هم حرام خواهد بود .

( وسائل الشعبه ، ج ۱۴، ص ۲۸۰،- ماده ۱۰۴۶ قانون مدني )

۵۰- قاعده الزرع للزارع و لو کان غاصبا .

يعني : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمين غصبي باشد .

( ماده ۳۳ قانون مدني )

۵۱- قاعده لا مهرلبغيه .

يعني : زن زانيه ، مهريه ندارد

( قياس اولويت و مفهوم مخالف ماده ۱۰۹۹ قانون مدني )

۵۲- قاعده الغاصب يوخذ باشق الاحوال .

يعني : با غاصب به شديدترين احکام رفتار مي شود .

( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص ۱۰)

۵۳- قاعده لا ينسب للساکت قول .

يعني به شخص سکوت کننده چيزي منسوب نمي شود .

( سیوطي ، الاشباه والنظاير ، صص۱۴۲ و ۱۴۳- ماده۲۴۹ قانون مدني )

۵۴- قاعده الحاکم ولي الممتنع .

يعني دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکاليف ، ولايت دارد .

( ماده ۲۳۷ و ۸۳۳ قانون مدني )

۵۵- قاعده الحاکم ولي من لا ولي له .

يعني : دادرس بر کسي که فاقد ولي است ولايت دارد .

( ماده ۱۲۱۸ قانون مدني – ماده ۲۶۶ قانون مجازات اسلامي )

۵۶- قاعده الحاکم وارث من لا وارث له .

يعني : حاکم وارث شخص بدون وارث است .

( ماده ۸۶۶ قانون مدني )

۵۷- قاعده الغائب علي حجه .

يعني: شخص غائب در دادرسي حق اقامه دليل دارد .

( القواعد الفقهيه ، ج ۳ ، ص ۸۶- ماده ۳۰۵به بعد قانون آيين دادرسي مدني مصوب ۱۳۷۶ )

۵۸- قاعده البيعان بالخيار ما لم يفترقا .( حديث نبوي )

يعني : متبايعين تا زماني که از هم جدا نشده اند حق خيار دارند .

( مجله الا احکام العدليه ، ماده ۴- کاتو زيان، عقود معين ، ص ۴۶ – ماده ۳۹۷ قانون مدني )

۵۹- قاعده الکتاب کالخطاب .

يعني: نوشته مثل گفته است .

( القواعد و الفوائد ، ج ۱ ص ۱۹۸- دانشنامه حقوق ، ج ۴ ، ص ۴۲۲-۴۳۷ )

۶۰- قاعده الحرام لا يحرم الحلال .

يعني : عمل حرام بعدي ، حلال قبلي را حرام نمي کند (تهذيب الا حکام ، ج ۲ ، ص ۲۰۸ – ماده ۱۰۵۵ قانون مدني )

۶۱- قاعده الحق القديم لا يبطله شي

يعني: چيزي نمي تواند حق به وجود آمده قبلي را از بين ببرد .

( ماده ۹۷ قانون مدني )

۶۲- قاعده الحق للمتقدم .

يعني : اگرکسي ابتدا اقدام به ايجاد حقي نمايد نسبت به آن بر ديگران اولويت دارد .

( ماده ۱۴۲ قانون مدني )

۶۳- قاعده الخراج با لضمان .

يعني: منافع در مقابل ضامن بودن است .

( شرح الجمله ، ج ۱، ص ۵۶ و ۵۷ )

۶۴- قاعده الساقط لا يعود کما ان المعدوم لا يعود .

يعني : حق ساقط شده باز نمي گردد همچنان که چيز از بين رفته حيات نمي يابد .

( تحرير الجمله ، ج ۱، صص۳۶ و ۳۸ – بند ۳ ماده ۲۶۴ و مواد ۲۸۹، ۲۹۰ و ۲۹۱ قانون مدني )

۶۵- قاعده الصلح جائز بين المسلمين الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .

يعني: عقد صلح بين مسلمانان جايز است مگر صلحي که بخواهد حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .

( القئاعد الفقهيه ، ج ۵ ، صص۸ و ۳۹ ماده ۷۵۴ قانون مدني )

۶۶- قاعده الشرط جائز بين المسلمين الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .

جايز يعني : شرط کردن بين مسلمانان است مگر شرطي که حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .

( تحرير الجمله ، صص ۷۵ و ۷۶- ماده ۲۳۲ قانون مدني )

۶۷- قاعده الشرط الفاسد ليس بمفسد .

يعني : شرط فاسد عقد را باطل نمي کند .

( القواعد الفقهيه ، ج ۴ ، صص ۲۰۰ ، ۲۱۷ ، ۲۱۸ – ماده ۲۳۲ قانون مدني )

۶۸- قاعده الطلاق بيد من اخذ بالساق .

( حديث نبوي ) يعني : طلاق به دست کسي است که عقد به دست اوست .( مرد)

( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص۱۳۶ و ۱۳۷ – ماده ۱۱۳۳ قانون مدني )

۶۹- قاعده اکل مال به باطل .

متن : يا ايها الذين امنو لا تا کلو اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم…( نساء /۲۹ )

يعني : اموال يکديگر را به ناحق نخوريد مگر اين که بر اساس تجارتي رضايت آميز باشد .

۷۰- قاعده المومنون عند شروطهم . ( حديث نبوي )

يعني : مومنان به شرطهايشان پايبندند .

( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدني ۲ ، ص ۳۷ )

۷۱- قاعده نهي النبي عن الغرور . ( حديث نبوي )

يعني معامله غرري ( زيان آوري که نتيجه آن نامعلوم است ) باطل است .

( دکتر محمدي ، مباني استنباط حقوق اسلامي ، ص ۹۴)

۷۲- قاعده اوفوا بالعقود . ( متنده /۱ )

يعني : به پيمانها و قراردادهاي خود وفا کنيد .

( ماده ۱۰ قانون مدني )

*******************************************

ب: قواعد کيفري

۷۳- قاعده لا تقيه في الدما ء .

يعني : جايي که پاي جان در ميان است تقيه جايز نيست .

( وسائل الشعبه ، ج ۱۱ ، ص ۴۸۳- مکاسب ، ج ۴ ، ص ۳۵۶ )

۷۴- قاعده عمد الصبي بمنزله الخطا-

يعني : فعل عمدي کودک همانند فعل خطايي محسوب مي شود .

( القواعد و الفوائد ، ج ۱، ص ۲۲۳ )

۷۵- قاعده لا کفاله في الحد . ( حديث نبوي )

يعني : شفاعت کردن و درخواست به تأخير انداختن ، در حدود جايز نيست .

( ترمينو لوژي حقوق ، ش ۴۵۰۸ )

۷۶- قاعده قاعده جب .

متن : الاسلام يجب ما قبله . ( حديث نبوي )

يعني : مسلمان شدن ، گناهان پيش از آن را پاک مي کند .

( القواعد الفقهيه ، ج ۱ ، صص۳۶،۳۹ ، ۴۶- اصا ۱۶۹ قانون اساسي – ماده ۱۱ قانون مجازات اسلامي – ماده ۴ قانون مدني )

۷۷- قاعده اقامه الحدود الي من اليه الحکم .

يعني : اجراي حدود و مجازلت ها به دست حاکم است .

( اصل ۳۶ قانون اساسي )

۷۸- قاعده الامتناع با لا ختيار لا ينا في الاختيار .

يعني : از روي اختيار و قدرت اگر باعث تحقق چيزي شويم ، موجب نمي شود که فاعل را مسلوب الاختيار تلقي کرد .

( دائره المعارف حقوق ، ج ۵ ، ص ۵۰، – ماده ۵۳ قانون مجازات اسلامي )

۷۹- قاعده درا .

متن : الحدود تدرا بالشبهات .

يعني : اجراي حدود با حصول شبهه متوقف مي شود .

( الا شباه و النظائر ، صص۱۲۲ و ۱۲۳- مواد۶۶ و۶۷ قانون مجازات اسلامي )

۸۰- قاعده دم المسلم لا يذهب هدرا .

يعني : خون مسلمان نبايد پايمال شود .

( مواد ۳۱۲ و۳۱۳ قانون مجازات اسلامي )

۸۱- قاعده الضرورات تتقدر بقدرها .

يعني : در موارد ضروري بايد به حداقل اکتفا کرد .

( ماده ۵۵ قانون مجازات اسلامي )

۸۲- قاعده الضرورات تبيح المحظورات . (حقوق رم metnacessitas non babet legem)

يعني : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه مي شود .

( سوره مائده /۳-سبوطي ، الشباه و النظاير ، ص۶۰- ماده ۵۵ قانون مجازات اسلامي )

۸۳- قاعده ارش .

متن :کل جنايه لا مقدر لها ففيها ارش .

يعني :بر هر جنايتي که ديه اش معين نشده ، ارش تعلق مي گيرد .

( ماده ۳۶۷ قانون مجازات اسلامي )

۸۴- قاعده کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الديه مع فقده .

يعني : هر عضوي که موجود است بايد قصاص شود و در صورت فقدان ، به جايش ديه گرفته مي شود .

( ماده ۲۹۳ قانون مجازات اسلامي )

۸۵- قاعده اضطرار

متن : کل محرم اضطر ، اليه فهو حلال .

يعني : در حال اضطرار ،هر حرامي حلال مي شود .

( ماده ۵۵ قانون مجازات اسلامي )

۸۶- قاعده کل من لم يباشر بالقتل لم يقتص منه

يعني: هر فردي که مباشر قتل نباشد قصاص نمي شود.

( تبصره ۱ ماده ۲۶۹ و ماده ۲۰۷ قانون مجازات اسلامي )

۸۷- قاعده لا ديه لمن قتله الحد

يعني: ديه به کسي که بر اثر اجراي حد کشته شده باشد ، تعلق نمي گيرد.

( ملاک ماده ۳۳۲ قانون مجازات اسلامي )

۸۸- قاعده لا ربا الا فيما يکال او يزون

يعني: ربا جز در اموال مکيل و موزون جاري نيست .

( ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامي )

**********************************************

ج: قواعد اصولي و مشترک

۸۹- قاعده اذن .

متن : الاذن في الشيئي اذن في لوازمه .

يعني : اذن دادن در چيزي ،اذن در لوازم آن نيز هست .

( القواعد و الفوائد ،ج ۲، ص۷۰، قاعده ۱۶۷ )

۹۰- قاعده اشتراک

متن : همه مسلمانان در همه عصرها و زمانها نسبت به تکليف شرعيه یکسانند .

۹۱- قاعده تساقط

متن: الدلیلان اذا تعارضا تساقطا

یعنی : اگر دو دليل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

۹۲- قاعده و ان الظن لا يغني عن الحق شيئا ً ( سوره نجم /۲۸)

يعني: وگمان ، هيچ گاهچيزي از حق را بر ما روشن نمي سازد.

۹۳- قاعده الولد يلحق باشرف الوالدين

يعني: فرزند به والد شريف تر (مسلمان) تعلق مي گيرد.( از حيث مسلمان بودن )

۹۴- قاعده عدل و انصاف

متن: اگر در تعلق مالي به يکي از دو نفر مردد باشيم بين آن دو بالمناصفه تقسيم مي گردد

۹۵- قاعده فحوا

رعايت مفهوم موافق در جمله يا دستور و سرايت دادن حکم از فرد ضعيف به فرد قوي.

مثل آيه ( لا تقل لهمااف ) که به طريق اولي ، ضرب و شتم والدين را هم نهي مي کند .

۹۶- قاعده مقدمه واجب ، واجب است ولي مقدمه حرام ، حرام نيست مگر موصل به حرام باشد.

۹۷- قاعده تلازم

متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل

يعني: بر هر چه که عقل حکم کند ، شرع هم حکم می کند و بر هر چه که شرع حکم مي کند ، عقل هم حکم مي نمايد .

۹۸- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا

يعني: چيزي که شرعاً ممنوع است گويا عقلاً هم قابل انجام نيست.

( تحرير الجمله ، ص ۳۴)

۹۹- قاعده اجتهاد در مقابل نص جايز نيست.

( تحرير الجمله ، ج ۱، ص۲۱- اصل ۱۶۷ قانون اساسي )

۱۰۰- قاعده الميسور لا يسقط بالمعسور

يعني: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غير ممکن ، از گردن ساقط نمي شود .

(القواعد الفقهيه ج۴، ص ۱۲۱)

۱۰۱- قاعده اعمال الکلام اولي من اهماله

براي کلام و عبارت به کار رفته ، معني و مفهوم قايل شدن ، بهتر از بيهوده پنداشتن آن است.

۱۰۲- قاعده الاصل دليل حيث لا دليل

اصل در جايي قابل استناد است که دليل قانوني موجود نباشد .

( عوائد الايام ، ص ۷۳- مواد ۱۹۷و ۱۹۸ قانون آيين دادرسي مدني )

۱۰۳- قاعده المطلق ينصرف الي فرد شائع

معني و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شايع و رايج آن منصرف است .

۱۰۴- قاعده قبح تأخر بيان در وقت حاجت

بيان نکردن مراد ومقصود در موقع نياز بدان ناپسند است ،ولي سکوت در وقت بيان خود نوعي بيان است .

۱۰۵- قاعده ما من عام الاو قد خص

هيچ عامي نيست که تخصيص نخورده باشد .

۱۰۶- قاعده وصف به موصوف نزديک تر بر مي گردد.

اگر چند موصوف با يک وصف بيان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

۱۰۷- قاعده مورد ، مخصص نيست .

اگر چيزي براي مورد خاصي ذکر شده باشد ، دليل بر آن نيست که فقط به آن مورد خاص تعلق دارد.

۱۰۸ – قاعده الاجتهاد لا ينقض بمثله

اجتهاد را اجتهاد ديگر نقض نمي کند .

( الاشبا ه و النظاير ، ص ۴۱- تحرير الجماه ، ج ۱ ، ص۲۲ )

۱۰۹- قاعده اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال

اگر احتمال به جايي وارد شود استدلال فايده اي ندارد

( دکتر محمدي ، قواعد فقه ، ص ۱۶۱ )

۱۱۰- قاعده اذا زال المانع عادالممنوع

اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جاي خود بر مي گردد.

( دانشنامه حقوقي ، ج ۴ ، صص۴۳۲-۴۳۷

نیاز به مشاوره دارید؟

با ما تماس حاصل کنید.
مشاوره تلفنی

مطالب پر بازدید